باز کردن عکس مطالب
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی. نمایش همه پست‌ها
«جمعان الحربش» یکی از نمایندگان سلفی پارلمان منحل شده کویت است. وی چندی پیش به طور اتفاقی در مراسمی با سفیر و تعدادی از اعضای سفارت جمهوری اسلامی ایران در کویت دیدار و با آنان دست داد.او اکنون از این دیدار پشیمان شده و طی اظهاراتی توهین آمیز اعلام کرد که پس از دست دادن با دیپلمات های ایرانی، 7 بار دست خود را شسته تا از نجاسات پاک شود! وی در ادامه اظهارات توهین آمیز خود گفت: بنده از همه امت عرب به خاطر دست دادنم با اعضای سفارت ایران، عذرخواهی می کنم. حالا هم قصد دارم برای جبران این مسأله، کفاره بدهم. کفاره بنده این است که فراخوان حمایت از "ارتش آزاد سوریه" (مخالفان حکومت سوریه) را راه اندازی کنم.«جمعان الحربش» همچنین افزود: به نظر من دعوت کردن ایرانی ها به آن مراسم از اساس و پایه غلط بود. بنده هم از حضور آنان در آنجا اطلاع نداشتم وگرنه به هیچ وجه در آن مراسم حضور نمی یافتم.


 خبرگزاری حکومتی فارس در خبری آورده است در جریان تسخیر سفارت انگلیس در تهران، تصاویری از محمدرضا پهلوی و خاندان سلطنتی را از اتاق‌های سفارتخانه بدست آوردند.حال با این کشف چه چیزی را می خواهند به اثبات برسانند خدا می داند!!

محمد نوری‌زاد، روزنامه‌نگار و کارگردان منتقد حکومت ایران در نامه نهم خود خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای از هجوم ۱۸ مامور اطلاعاتی سپاه به خانه و بردن وسایل و تصاویر ضبط شده خود خبر داده است.
آقای نوری‌زاد که مشغول تهیه فیلمی "محرمانه" برای آیت‌الله خامنه‌ای بوده در گفت‌و‌گو با دویچه‌وله می‌گوید: «هزار بار دیگر هم اگر این اتفاق بیافتد، این فیلم را خواهم ساخت و استفاده مطلوب را از فیلم خواهم کرد.»


در بخش دیگری از نامه آقای نوری‌زاد به "هفت پرسش صریحِ از محمد خاتمی" اشاره شده و این که خاتمی گفته است: «آقای نوری زاد، من به سئوال‌های شما جواب نمی‌دهم".»

محمد نوری‌‌‌زاد می‌نویسد :«من آن پرسش‌های هفتگانه را به زودی منتشر خواهم کرد تا هم شجاعت آقای خاتمی برای ما و شما بازتعریف شود و همه بدانند ترس از سایه ماموران اطلاعاتی چه به روز بزرگان ما آورده است.»

نوری‌زاد که در "نامه نهم" بارها به واژه "ترس" اشاره کرده است، به دویچه‌وله می‌گوید: «اساس ترس این است که نمی‌تواند دائمی باشد.»

دویچه وله: در "نامه‌نهم" خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای از ساخت فیلمی محرمانه برای ایشان خبر داده‌اید که البته ۱۸ مامور اطلاعاتی تمام وسائل و تصاویر شما را با خود برده‌اند. قرار بود چه فیلمی را به رهبر جمهوری اسلامی ایران نشان دهید؟
محمد نوری‌زاد: من به‌عنوان یک زندانی، در داخل زندان، هم ناسزا شنیدم، هم کتک خوردم. فحش‌های ناموسی به من دادند و من را زدند. این موارد فقط در مورد شخص من نیست.
از زندانیان بسیاری شنیده‌ام و به سخن آن‌ها اعتماد کامل و صددرصد دارم که آن‌ها هم مورد ضرب و شتم، تهدید و ارعاب قرار گرفته‌اند.

من کاری به دیگران نداشتم. آمدم و هرآنچه بر خودم گذشته بود، از نخستین روزی که به دادسرا و از آن‌جا به اوین منتقل شدم تا نهایتا روزی که بازآمدم، همه را در قالب یک فیلم‌نامه جای دادم.

زیبایی و شاید خصوصیت خاص این فیلم‌نامه این است که از ابتدا تا انتها، گرچه به شکل داستان روایت می‌شود و وجه دراماتیک آن هم رعایت شده، ولی فقط و فقط خود من جلوی دوربین هستم. در لباس زندان، در سلول انفرادی، در حال بازجویی، در محکمه‌ی فلان قاضی، جلوی دادستان، فقط خودم جلوی دوربین هستم.

هر آن‌چه در این مدت بر من رفته است را به صورت یک فیلم داستانی درآورده‌ام. قرارم این بود که این فیلم را برای رهبرمان بفرستم و محرمانه هم کار کردم.

می‌بینید که شما هم تازه خبردار شدید. در حالی که این ماجرا مربوط به چهار، پنج ماه پیش است. من مخفیانه، آرام، بی‌سروصدا، محرمانه، بدون این که عکسی یا خبری منتشر کنم این فیلم را ساختم.

جالب است، آن‌ها هم می‌دانستند من دارم چنین کاری انجام می‌دهم. ولی در نهایت ظاهرا بزرگترهای‌شان تصمیم گرفتند که هم‌زمان و در دوجا بریزند و وسایل را با خود ببرند.

محل فیلمبرداری هم یک خلوتی بود که برای خودم ایجاد کرده بودم و فقط خودم جلوی دوربین بودم. مکان‌ها را بازسازی کرده بودم، مثلا سلول انفرادی ساخته بودم. چیزی هم نیست که حالا مثلا تمام شده باشد. هزار بار دیگر اگر این اتفاق بیافتد، من این فیلم را خواهم ساخت. کمااینکه اصلا فیلم را دارم. فیلم را آماده‌می‌کنم و از آن استفاده‌ی مطلوب خواهم کرد.
ماجرا به این شکل بود که ده نفر یک‌جا و هشت نفر یک‌جا ریختند. آمدند وسائل و دارایی ما را جارو کردند و بردند. قریب دو ماه از این ماجرا می‌گذرد.

در یکی دو تماسی که با آن‌‌ها داشتم، گفتم، "مأموران وزارت اطلاعات دزدند. دزدی می‌کنند. الان دو سال است که چهار کامپیوتر من را از محل کار و زندگی‌ام برده‌اند. آلبوم‌های خصوصی من را برده‌اند. عکس‌های زن و بچه‌من را برداشتند و بردند و پس نمی‌دهند. این نشانه‌ی دزدی است. اگر شما هم می‌خواهید در ادامه‌ی راه ماموران دزد وزارت اطلاعات وسائل من را بدزدید، بسم‌الله. چیزی نیست، ظاهرا به کامپیوتر نیاز دارید. اگرنه، کامپیوتر یک محتوایی دارد. محتوایش را خالی کنید، پوسته‌ی این کامپیوتر وسیله‌ی کاری من است، آن را به من برگردانید." متأسفانه تا به‌حال این کار را نکرده‌اند.

آیا تصمیم دارید این فیلم را به پایان برسانید و برای آیت‌الله خامنه‌ای بفرستید؟
محمد نوری‌زاد: این فیلم پایان یافته، یعنی تمام ‌شده است. من درست بلافاصله فردای آن روزی که آن‌ها آمدند و وسائل من را بار کردند و بردند، فیلمبرداری را ادامه دادم و کارم را به پایان رساندم.

اتفاقا در همان لوکیشنی که آن‌ها ریختند و وسائل من را جارو کردند و بردند، فیلمبرداری را ادامه دادم و کارم را به پایان رساندم. می‌خواستم به‌آن‌ها نشان دهم که واهمه‌ای ندارم.

وقتی قرار است کاری محرمانه ساخته شود و محرمانه به کسی عرضه شود، شما ده بارهم آن را جمع کنید، من دفعه ‌یازدهم مجددا کار را انجام می‌دهم. چیزی نیست که نشود انجامش داد. مهم نیتی است که من داشته‌ام و پای آن ایستاده‌ام و هراسی هم از کسی نداریم.

کسی باید هراس داشته باشد که خیانت می‌کند، دزد است، قاچاقچی است و اموال مردم را بالا می‌کشد. کسی باید هراس داشته باشد که از نردبان اعتماد مردم بالا رفته و آن‌جا دارد خیانت می‌کند. ما که مشکلی نداریم. ما داشتیم یک فیلم می‌ساختیم. از چه چیزی؟ از خودمان در داخل زندان! شما ازاین نگرانید؟ ما هزاربار دیگرهم این فیلم را خواهیم ساخت.

شما در "نامه‌ نهم" همین طور به هفت سئوال اشاره کرده‌اید که از آقای محمد خاتمی پرسیده‌اید ولی ایشان حاضر به پاسخگویی نشده‌اند. لطفا در این باره بیشتر توضیح دهید. این سئوال‌ها چه بوده و چرا آقای خاتمی پاسخ نداده‌اند؟
محمد نوری‌زاد: این سئوال‌ها را منتشر خواهم کرد. در کنار آن سوال‌ها، من ۲۵ سئوال برای ۲۱ مرجع تقلید، مجتهد و عالم برجسته فرستاده‌ام. فقط دو نفر ازآن‌ها جواب دادند. آن هم یک دانش‌‌آموخته‌ی دینی و یکی از مراجع پاسخ دادند. کسی شهامت پاسخگویی ندارد.

سئوال از آقای خاتمی را هم در امتداد سئوال از مراجع و سایر علما می‌دانم. ما ترسی به جان مردم و مسئولان‌و بزرگان‌مان از باسواد گرفته تا بی‌سواد انداخته‌ایم که بقای ما را تضمین کند. ظاهرا ما پایه‌های حکومت‌مان را بر ترس و نه بر دل‌های مردم استوار کرده‌ایم.
سابقا این طور بود و همه‌ی ما این طور می‌فهمیدیم که پایه‌های بقای این نظام بر دل‌های مردم استوار است و هیچ وقت فرو نخواهد ریخت. الان بر ترس استوار است.

در سرتاسر "نامه ‌نهم" کلمه‌ی "ترس" بسیار به‌چشم می‌خورد. این که فضای ترس باعث شده بسیاری از روحانیون و مخالفان به ظاهر سکوت کنند یا جایی نوشته‌اید که از ترس، بریده بریده صحبت ‌می‌کنند. فضای ترسی که شما از آن نام می‌برید، چه ویژگی‌هایی دارد؟

محمد نوری‌زاد: مظهر یا تجلی‌گاه یک روحانی، منبر اوست. شما در تمام ایران فقط یک منبر آزاد سراغ دارید که می‌تواند هرآنچه صلاح می‌داند بگوید، آن هم منبر آقای دستغیب در شیراز است.
یک انسان فاضلی که سن خود را سپری کرده و الان در مقاطع پایانی عمر خود است. خیلی از علمای فعلی ما هم الان در مقاطع پایانی عمرشان هستند. من با بعضی از آن‌‌ها صحبت کردم.

مجتهدی ۸۰ ساله است. به او می‌گویم آقا شما از چه می‌ترسید، خدا به شما ۸۰ سال آبرو داده، بیایید این آبرو را خرج مردم کنید، به کجا می‌روید؟ حتی به یکی از آن‌ها گفتم، "مردم چه قدر دیگر هزینه کنند تا به اندازه‌ی آن خلخال ربوده شده‌از پای آن زن یهودی بیارزد که شما علما یک تکانی بخورید".

ترس فراگیر شده است. یک منبر و یک تریبون مستقل و آزاد نداریم که یک روحانی، یک دانشجو بیآید، بایستد و فارغ از دغدغه‌، دلهره و واهمه بتواند حرف خود را بزند. این آسیب و فاجعه‌ی بزرگی است که ما پایه‌های حکومت‌مان را بر ترس بنا کرده‌ایم، زمان این شیوه هم سپری شده است. ما نمونه‌های بسیار آشکاری داریم. مثل کره شمالی، شوروی سابق و...

چه راهی برای شکستن این فضای ترس به نظر شما می‌رسد؟ فکر می‌کنید این فضای ترس دائمی خواهد بود؟
محمد نوری‌زاد: اصلا اساس ترس این است که نمی‌تواند دائمی باشد. چون در فضایی که از ترس آکنده است، هیچ رشدی صورت نمی‌پذیرد. هیچ برآمدن، هیچ تناوری و هیچ رویشی صورت نمی‌گیرد که اگر می‌گرفت، مثلا شوروی سابق مظهر بسیاری از مناسبات انسانی و عاطفی و علمی می‌شد.
فقط در بخش نظامی، ترس به‌خوبی جلو می‌رود. زیرا بخش نظامی مبتنی بر ترس و دیسیپلین خاصی است. اما در بخش‌های انسانی متوقف می‌شوند و اصلا رشدی صورت نمی‌گیرد.

چون ترس، مخالف سنت‌های الاهی است، فروخواهد ریخت. بشر به دنیا نیامده که فقط بترسد. یک خوف داریم و یک رجاع. تازه آن خوف هم فقط از خداوند است، آن هم به خاطر پرهیز از بدی‌ها و زشتی‌ها و نازیبایی‌ها که ما سراغ زشتی نرویم.
خوف داشته باشیم از این که گناه کنیم و پلیدی پیش روی ما باشد. همین‌طور یک وسعت وسیعی به اسم امید داریم. این‌ها اگر در یک جامعه نباشد، آن جامعه فروخواهد ریخت. جامعه‌ی ما از نشاط تهی است، از امید تهی است و یک ترس همگانی، مراجع تقلید، استادان دانشگاه و مسئولان ما را فرا گرفته است.

قریب به دویست و هشتاد، دویست و نود نفر نماینده مجلس وجود دارد، همه بزدل، همه ترسو. من نمی‌دانم این‌نمایندگان مجلس چه قدر دیگر قرار است عمر کنند. مگر قسم نخورده‌اند که از آرای مردم و از عهدی که با مردم بسته‌اند صیانت کنند.
همه نمایندگان مجلس ترسو و همه دهان‌شان بسته و دوخته است. به یک موضوع حق که می‌رسند، به اسم این که حالا مصلحت نیست، از کنار آن عبور می‌کنند و اجازه می‌دهند فاجعه در یک جامعه جولان پیدا کند. در جامعه‌ای که فاجعه، ظلم، نابخردی و ترس جولان دهد، طبیعی‌است که این جامعه در آغوش ظلم است و این وضعیت دوام زیادی نخواهد داشت.

ممنون از شما، در پایان اگر صحبتی ناگفته مانده، بفرمایید.
ما به پاسداران انقلاب امید داشتیم. امید داشتیم که آن‌‌ها از انقلاب و دستاوردهای انقلاب صیانت و پاسداری کنند. امید داشتیم یک روز اگر جوانی معتاد است، پاسداران شب خواب‌شان نبرد. اگر جوانی بیکار است، پاسداران انقلاب آرامش را بر خود حرام کنند. اگر زنی از فرط ناگزیری به تن‌فروشی روی می‌آورد، اگر در عرصه‌های داخلی و جهانی، ما فرومی‌ریزیم و اقتدارمان آسیب می‌بینند، پاسداران انقلاب به صحنه بیایند و نقش‌آفرینی کنند.
همچنان که در سال‌های "دفاع مقدس" شکوه آفریدند و انصافا خودم از نزدیک شاهد دلاوری‌ها، معرفت و بزرگ‌مردی‌های آن‌ها بوده‌ام. ولی پاسداران انقلاب الان کاسب شده‌اند. کاسبی که از جیب مردم برمی‌دارد.

پاسداران ما به جای این که در کنار مردم قرار گیرند، درست مثل دزدان سر گردنه جیب مردم را خالی می‌کنند. در مناقصه‌هایی که رقیبی نمی‌تواند شرکت کند، با اسلحه‌شان پای میز مذاکره می‌نشینند و آن مناقصه را درو می‌کنند و برمی‌دارند و می‌برند.سهام مخابرات را بالا می‌کشند، اسکله‌های قاچاق دارند و بسیاری از مناسبات دیگر. مثلا همین قرارگاه خاتم‌الانبیا، تمام پروژه‌های بزرگ و ملی را برداشته است. طبیعی است که فرصتی برای جوان‌های مردم باقی نمی‌ماند. دیگر فرصتی باقی نمی‌ماند تا پاسداری که سرش گرم غارت اموال مردم است، مثلاً فرض کنید نگرانی بابت اعتیاد جوان مردم داشته باشد. نگرانی بابت بیکاری جوان مردم داشته باشد، نگرانی بابت این که فلان آدم دزد است و هنوز در دولت است، داشته باشد.

دزدی آشکار محمدرضا رحیمی برای همه آشکار شده است، ولی همه پذیرفته‌اند که او همچنان در دولت باشد، در کنار "رهبر" گزارش دهد و خیلی چیزهای دیگر.نمایندگان مجلس که دیگر الان رو به موت هستند و هیچ برکتی از وجود آن‌ها ساطع نمی‌شود. متأسفانه آسیب‌ها این چنین است و ما روز به روز به آن سراشیب مرگ حتمی این جامعه نزدیک می‌شویم. انشاالله که خداوند راهی را پیش پای ما بگذارد و بزرگان ما به هوش آیند و از این خوابی که ظاهرا خیلی هم خوشایند است بیدار شوند.

این جامعه‌ی سرگشته و ورشکسته را از این سراشیب سقوط به دربرند و ما روزهایی را ببینیم که این مردم آرامش و آسایش دارند. ما آدم‌های برانداز و ورانداز نیستیم. ما نمی‌خواهیم جامعه زیرورو شود و انقلاب دیگری صورت گیرد. ما می‌خواهیم هر کس که بضاعت درستی دارد، سر جای خود قرار گیرد. ما دوست داریم آدم‌های صالح بر مسند قرار گیرند، نه این‌که دزدان بر ما حکومت کنند.
در پی پخش مستندی با عنوان خط و نشان رهبری چند تن از مستند سازان ایرانی به اتهام همکاری با رسانه های خارجی از سوی نهادهای امنیتی ایران بازداشت شدند.به گزارش تحول سبز، پس از پخش فیلمی مستند در مورد نحوه حکومتداری رهبر جمهوری اسلامی، پنج تن از مستند سازان ایران به نام های ناصر صفاریان، مجتبی میرطهماسبی، هادی آفریده، محسن شهرناز دار و کتایون شهابین طی دو روز گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت و روانه زندان شده اند.این مستند که شنبه شب از تلویزیون بی بی سی پخش شده بود ضمن مصاحبه با چند تن از اقوام و نزدیکان آیت الله خامنه ای به مرور زندگی سیاسی ایشان پرداخته بود.
پس از پخش این مستند بود که تعدادی از مستندسازان عرصه ی سینمای ایران به اتهام همکاری با رسانه های خارجی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تشکیل پرونده در مراجع قضایی روانه زندان اوین شدند.بر اساس اخبار رسیده این هنرمندان که طی دو روز گذشته بازداشت شده اند در حال حاضر در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی می باشند.

اگرچه از سوی نهادهای امنیتی ایران این افراد به اتهام همکاری با تلویزیون بی بی سی دستگیر شده اند ، اما صادق صبا، مدیر «بی بی سی فارسی» در گفت و گو با رادیو فردا اظهار داشته است که: بی بی سی فارسی در ایران هیچ دفتری ندارد و هیچ کسی در داخل ایران برای بی بی سی فارسی، چه به طور غیر رسمی و چه به شکل رسمی، کار نمی کند.گفتنی ست، در زمان پخش این مستند از شبکه بی‌بی‌سی حاکمیت ایران با تدابیر فنی توسط واحد‌های جنگ الکترونیک نیروهای نظامی همزمان دسترسی به بی‌بی‌سی که بر روی ماهواره یوتل ست است را به همراه، ماهواره عرب ست و هاتبرد غیر‌ ممکن ساخته بود.

شایان ذکر است طی ماه های گذشته فشار بر فعالان عرصه ی هنر در ایران بیش از گذشته شده است که این امر موجب اعتراض جمع زیادی از هنرمندان داخل و خارج از کشور شده و طی بیانیه های مختلف خواهان پایان دادن به این نوع رفتارها از سوی حاکمان جمهوری اسلامی شده بودند. اما حاکمیت ایران ضمن نادیده گرفتن این درخواست ها، فشار بر فعالان عرصه ی هنر در ایران را بیش از گذشته کرده و ضمن تداوم بازداشتها ها اقدام به ممنوع الخروج کردن تعدادی از هنرمندان ایرانی طی ماه های گذشته کرده است.

آینده گزارش داده است ، سمیه توحید لو دانشجوی دكترای جامعه شناسی دانشگاه تهران كه محكوم به تحمل 50 ضربه شلاق شده است، پس از واكنشهای گسترده به اجرای این حكم در رسانه های اینترنتی در صفحه شخصی خود نوشته است:
برای دوستانم كه نگرانم شدند تنها بنویسم كه اجرای حكم نمادین بود و به شیوه و شمایلی كه در خاطر داشته اند و دارند نبوده است و لذا نگرانی بابت هیچ گونه درد و رد فیزیكی نداشته باشند.  هرچند ناگفته­ های دیگری هست كه باور دارم باید در زمانی گفته شود كه اتفاقات بر احساسم و اخلاقم سایه نیافكنده باشد.اگر سعی دارم صبوری كنم به خاطر اخلاقی است كه دوست ندارم هیچ وقت زیر پا گذاشته شود. حتی ظلم و بی عدالتی هیچ وقت به ما مجوز رفتار غیر اخلاقی را  نمی دهد.
از طرفی من هم یكی از فرزندان كوچك ایران بزرگم.  یكی مثل دیگران و نه بیشتر،  شرمسار آنانی هستم كه  هزینه های بالاتر و بزرگتری را داده اند. سپاسگزارتان خواهم بود اگر كمتر به نام اینجانب بپردازید و مرا شرمنده محبت هایتان نفرمایید. آرزوی همه ما آینده ایست روشن و ایرانی سبز و آزاد و آباد.وی به اتهام توهین به دكتر احمدی نژاد به ۱۰۰ هزارتومان جریمه نقدی محكوم شده بود.حكم وی در مجموع یكسال زندان + ۱۰۰ هزار تومان جریمه + ۵۰ ضربه شلاق بوده كه یكسال زندان بخشیده شد و مابقی اجرا شد
تصاویر منتشره از امیر قطر در دیدار چند ساعته خود از ایران، به نحو شگفت‌آوری، حاکی از رعایت نکردن ادب و شئونات دیپلماتیک از سوی وی و همراهانش در دیدار با رئیس جمهور اسلامی ایران است.به گزارش «تابناک»، امیر قطر که برای گفت‌وگو با مقامات کشورمان درباره روابط دوجانبه و مسائل منطقه، شب جمعه دیداری چند ساعته از ایران داشت، با لباس غیر رسمی و دمپایی برابر رئیس‌جمهور کشورمان ظاهر شد. بر پایه این گزارش، شیوه نشستن وی مقابل رئیس جمهور ایران هم به گونه ‌ای بود که برهنه بودن پای وی تا زیر زانو به راحتی در تصاویر مشخص است و امیر قطر، گویی در یک مکان تفریحی و ییلاقی و برای استراحت و انبساط مزاج آمده بود!

امیر قطر در دیدار با محمود احمدی نژاد

این در حالی است که بنا بر پروتکل‌های رایج دیپلماتیک، سران کشور‌ها، عموما در دیدار‌های رسمی از پوشش ویژه‌ استفاده کرده و رفتاری فراخور حال و مکان دارند؛ البته هرچند اجبار قانونی و سختی در رعایت این پروتکل‌ها نیست، با این حال، در محافل دیپلماتیک و نیز در دیدار‌های دوجانبه و چندجانبه میان دیپلمات‌ها و سران کشور‌ها، نوع نشستن، سخن گفتن و رفتار کردن هر طرف، حاکی از نوع موضع آنان در برابر هم و نیز فرستادن پیام به طرف مقابل به صورت غیرمستقیم است.

بنابراین، هرچند ممکن است ایرانیان در درون کشور، نحوه نشستن و لباس پوشیدن امیر قطر را دال بر بی‌ادبی و گستاخی وی بدانند، بی‌گمان وی با این رفتار خاص و خلاف عرف خود، در صدد نشان دادن تکبر و  موضع بالای قطر نسبت به مواضع کشورمان در منطقه است.ناگفته نماند، هرچند برخی این رفتار و پوشش امیر قطر در دیدار با رئیس جمهور ایران را موضوع طبیعی در فرهنگ سنتی و قبیله‌ای این کشور می دانند، مقایسه پوشش و نشستن وی در دیدار با دیگر شخصیت‌ها، از جمله رئیس‌جمهور آمریکا، نادرستی این ایده را ثابت می‌کند.

امیر قطر در دیدار با باراک اوباما

گفتنی است، شاید رفتار امیر قطر، مسئولین نهاد ریاست جمهوری و وزارت خارجه را هم غافلگیر کرده باشد، ولی نکته مهم این است که مسئولان ایرانی، نباید به راحتی این رفتار جسارت‌آمیز امیر قطر را نادیده بگیرند و آن را به سنت قطری نسبت دهند.همچنین مقایسه رفتار امیر قطر در دیدار با رئیس‌جمهور ایران و سران دیگر کشور‌ها، می تواند مسئولان سیاست خارجی کشورمان را نسبت به رفتار وی در دیدار اخیر خود در تهران حساس کند.
در ادامه روند آزادی زندانیان سیاسی، امروز هم تعدادی از این زندانیان از زندان اوین آزاد شدند.بر اساس خبرهای رسیده به کلمه، تاکنون آرش علایی، میلاد اسدی، مهدی وطن خواه، کیارش کامرانی، امید اسماعیل زاده، آرش ترابی، داوود خادم موسوی، مجتبی هاشمی و فاطمه خرم جو از زندان آزاد شده‌اند.از دیگر زندانیان آزاد شده می‌توان به عباس نامی، غلامرضا احمدی، مجید تمجیدی، حمید سمیعی، نوید کامران، علی قاسمی، محمدرضا صباغی، پرویز ورمزیاری، حسین فرجی، سعید مالمیریان و لطفعلی حاجیان اشاره کرد.

شب گذشته هم احسان عبده تبریزی، لاله حسن پور، زهرا جباری، کیوان فرزین، امیر اصلانی، محسن غمین، محمد پور عبدالله، ارسلان ابدی، نازنین حسن نیا، سوسن تبیانیان، اکرم حیدریان، سما شاملو، فاطمه درویش، نصیر اسدی، علی بهزادیان نژاد، حمیدرضا نجومی، ابوالفضل قاسمی، کوروش قاسمی، آرتین غضنفری، غلامرضا آزادی، میثم رودکی، امیرحسین قنبری، امید شریفی دانا، بهنام انصاری، روح الله میرزاخانی، مسعود یزدچی، محسن مختاری و سجاد مرادی آزاد شده بودند.

این زندانیان سیاسی در حالی آزاد می‌شوند که برخی از آنها، همچون نازنین حسن نیا، دوران حبسشان در چند هفته آینده به پایان می‌رسید و تنها چند هفته زودتر آزاد شده‌اند، و برخی دیگر از زندانیان آزاد شده، همچون احسان عبده تبریزی که سابقه موثر کیفری نداشته و نیمی از دوران محکومیت خود را نیز گذرانده، طبق قوانین موجود می‌توانستند از حق آزادی مشروط استفاده کنند.کلمه در صورت دریافت هرگونه خبر جدید درباره‌ی آزادی دیگر زندانیان، اطلاعات این خبر را به روز خواهد کرد. همچنین درباره‌ی تخفیف مجازات برخی زندانیان بند ۳۵۰ هم گزارش‌هایی به دست کلمه رسیده که در صورت تایید و کسب اطمینان از صحت آنها، منتشر خواهد شد.

دادستان تهران دیروز صحبت از آزادی هفتاد نفر کرده بود که تاکنون رقم زندانیان آزاد شده کمتر از این بوده است.ظهر امروز کلمه اسامی و مشخصات ۱۲۲ نفر از زندانیان سیاسی را منتشر کرده بود که اکثر آنها هنوز در زندان مانده‌اند. این آمار تنها مربوط به بند ۳۵۰ زندان اوین است و در بندهای دیگر اوین و زندان‌های دیگر کشور نیز تعداد بیشتری از زندانیان سیاسی نگهداری می‌شوند که هنوز خبری از آزادی آنها در دست نیست.ساعتی پیش هم رئیس فراکسیون اصلاح طلبان مجلس ضمن استقبال از آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی، ابراز امیدواری کرد که این روند ادامه داشته باشد.

عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس با اشاره به پخش گزینشی سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در صدا و سیما از نگارش نامه‌ای اعتراض آ‌میز و شدیداللحن از سوی یادگار امام(ره) خطاب به عزت‌الله ضرغامی خبر داد.

حجت الاسلام قدرت الله علیخانی گفت: در آستانه ۲۲ بهمن، سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، وظیفه همگان به ویژه رسانه ملی این است که همه را به وحدت و رحمت و رافت که همان آرمانهای امام و منویات رهبری است دعوت کنیم و همگان را در این مراسم سرنوشت‌ساز همه ساله دعوت نمائیم.

وی تاکید کرد: می‌بایست شعار اصلی نظام و انقلاب که استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی است را فراموش نکنیم و خدایی ناکرده باعث آرزردگی روح امام عزیز و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نشویم.


نماینده اصلاح‌طلب مردم قزوین ادامه داد: لیکن متاسفانه در این ایام به صورت گزینشی مطالبی از امام بزرگوار از طریق صدا و سیما پخش شده که مقدمه و مؤخره آن برای بینندگان و شنودگان چندان مشخص نیست.

علیخانی تصریح کرد: این عمل باعث نگرانی پیروان آرمان‌های امام(ره) بخصوص بیت شریف امام و بویژه حضرت حجت الاسلام والمسلین حاج سید حسن آقای خمینی گردید.


وی افزود: به طوری که مطلع شدم، یادگار امام راحل، حضرت حجت‌الاسلام و المسلین حاج سید حسن خمینی، نامه‌ای اعتراض‌آمیز و شدید اللحنی خطاب به ریاست محترم صدا و سیما نوشته‌اند.


این عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس خاطر نشان کرد: انتظار می‌رود ریاست محترم صدا و سیما با اشراف بیشتر نسبت به زیرمجموعه خود و مراقبت بیشتر، هر چه سریعتر نسبت به این موارد گزینشی عکس العمل لازم را نشان داده و جلوی این موارد را بگیرند و کار به جایی نرسد که نامه اعتراض‌آمیز حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی برای آگاهی افکار عمومی منتشر شود.


دکتر زهرا رهنورد طی یادداشتی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، به یادآوری نفی ارزش‌های انقلاب و به خصوص برابری زن و مرد و نیز انتقاد از حقوق نقض شده زنان بعد از گذشت ۳۰ سال از انفلاب پرداخت و خواستار آزادی بی‌قید و شرط زندانیان سیاسی گردید. رهنورد در این نوشتار از مسؤولان امر خواسته است که این اقدام را با آزادی زنان دربند آغاز کنند.

دکتر رهنورد یادداشت را این‌گونه آغاز کرده است: «سی و یکسال پیش معنای پیروزی انقلاب اسلامی مترادف بود با تحقق آرمان‌های بلند و مغفول و هزار و پانصد ساله مردم ایران. آرمانهایی همچون آزادی، دموکراسی، قانونگرایی، عدالت و مساوات ورفاه و برابری حقوق زن و مرد، و احقاق حیثیت فراموش شده زنان.



و البته این هویت مضبوط همه انقلابها است که تبلور تمامیت آرزوهای مردم خود باشند. اما حالا، دهه فجر پاورچین پاورچین پا به صحنه تاریخ سی ساله انقلاب اسلامی نهاده، درحالی که طوفانی از مطالبات مردمی را پیش روی خود دارد.»


وی در ادامه از مساوات در خشونت نسبت به زنان و مردان ابراز شگفتی کرده است: «در روزهای گذشته، هنگامیکه زنان و مردان مطالبات خود را بیان کردند ... به طور مساوی، زنان و مردان دستگیر شدند، زندان شدند، بازجویی شدند، و در سلولهای انفرادی و نمور پوسیدند ... یا در کهریزکهای متنوع به شهادت رسیدند. زنان و مردان در روز عاشورا، زیر ماشین له شدند، یا به تیر کین گلوله به شهادت رسیدند ...»



وی به آهمیت مطالبات سیاسی زنان تأکید کرده است: «امروز - باز هم مثل سی سال پیش - بازخوانی مسائل زنان جز در چارچوب مطالبات اساسی و سیاسی مردم ایران بسیار دشوار است. اگر مباحثی چون دیه مساوی زن و مرد، حضانت مادران، حذف تعدد زوجات، لزوم وزارت و مدیریت و اشتغالهای زنان را در اولویت قرار نمی‌دهیم، به دلیل آرمانهای بلندی است که مغفول مانده و فعلاً از حذف آزادی‌های سیاسی و دموکراسی و قانونگرایی سخن می‌گوییم که بر تارک همه آنها، تحقق یک مساوات عجیب و مخوف، حیرت همگان را برانگیخته است.»



وی در انتها با اشاره به سیرت پیامبر اکرم (ص) خواستار آزادی زندانیان دربند شده است: «اما پیامبر مصطفی (ص)، در تمام طول حیات درخشان و الهی خود، رأفت خاصی نسبت به زنان ابراز داشتند. اگر سیره پیامبر (ص) رهنمای مدعیان اسلام است، به پا خیزید و یکبار هم که شده پیروی از او را به اثبات رسانید ... و رأفت محمدی پیشه کنید ... به یمن و مبارکی بیست و دوم بهمن، تاریخ پیروزی انقلاب اسلامی، همه زندانیان سیاسی را آزاد کنید ... و این اقدام را با آزادی زنان زندانی کلید بزنید.»


counter hit make